و از او پرسیدند امیر مؤمنان خود را چگونه مى‏بینى ؟ فرمود : ] چگونه بود آن که در بقایش ناپایدار است و در تندرستى‏اش بیمار ، و از آنجا که در امان است مرگ به سوى وى روان است . [نهج البلاغه]
 
امروز: شنبه 04 فروردین 16

در هفته ای که گذشت بالاخره " سلاخ خانه شماره ی 5 " کورت ونه گات به دستم رسید و ان را خواندم . برای معرفی شاید هیچ چیزی بهتر از گوشه ای از همان کتاب نباشد ، بخوانید :

« ببین سام ، این کتاب خیلی کوتاه و قروقاطی و شلوغ پلوغ است ، علتش هم این است که انسان نمی تواند درباره ی قتل عام، حرف های زیرکانه و قشنگ بزند ، بعد از قتل عام ، قاعدتا همه مرده اند ، و طبعا نه صدایی از کسی درمی اید و نه کسی دیگر چیزی می خواهد . بعد از قتل عام انسان انتظار دارد ارامش برقرار شود ، و همین هم هست ، البته به جز پرنده ها . و پرنده ها چه می گویند ؟ مگر درباره ی قتل عام حرف هم می شود زد ؟ شاید فقط بشود گفت : جیک جیک جیک »  


 نوشته شده توسط مصطفی حکیمی در یکشنبه 86/3/13 و ساعت 8:0 صبح | نظرات دیگران()
درباره خودم
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 8
بازدید دیروز: 74
مجموع بازدیدها: 202148
جستجو در صفحه

خبر نامه