دانش، ياري مي رساند، حکمت ره مي نمايد . [امام علي عليه السلام]
امروز: چهارشنبه 30 مرداد 1387

دوستي – نامش اين بار بماند ، که شايد نپسندد – گويا صحبت مي کرد با نامزدش و کمي هم – نه ، بيشتر—نگران بود و مضطرب . در پايان صحبت شان ، مي گفت : « اوامري نداريد ؟!»  و من حيران . حيران آن روزها که مي گفتي : « کاري نداري ؟!» و مرا چاره اي نبود تا « خداحافظ» را از زبان « تو» بشنوم ...


 


نماز مي خواندم در آن هنگام . تمام که شد ، نشستم ؛ به سجده رفتم و بي « تو» شدم .  انگار که تازه نماز مي خواندم ...


 نوشته شده توسط مصطفي حکيمي در شنبه 11/3/1387 و ساعت 10:6 عصر | نظرات ديگران()
 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[27/5/1387- 10:3 ع] باور کردن دروغ هاي بزرگ .
[26/5/1387- 8:22 ع] فيتيل المپيک
[24/5/1387- 8:46 ع] شنل قرمزي و عاليجناب سرخپوش
[11/5/1387- 5:52 ع] 8 درس ماندلا براي سياستمداران
[11/5/1387- 1:59 ع] باز يا کبوتر
[11/5/1387- 1:13 ص] از شکستن من
[آرشيو شده ها]

بالا

طراح قالب: رضا امين زاده** پارسي بلاگ پيشرفته ترين سيستم مديريت وبلاگ

بالا